مراسم تدفین حضرت زهرا و گریه های حضرت علی

نوبت غسل کردن رسید، قرار شد همه ساکت باشند و گریه بلند نکنند، مبادا همسایه ها و اهالی بلند شوند، اسماء آب می ریخت و مولا با دست می شست، ناگهان علی به دیوار تکیه داد و های های گریه های بلندش به آسمان رفت، وقتی پرسیدند چه شده است؟

امیر المومنین گفت از حیای این زن اشک می ریزم از این که این مدت داستان تازیانه ها و کبودی ورمش را از من مخفی کرده بود.

/ 0 نظر / 6 بازدید